سوخت بیودیزل چیست ؟ | مکانیزاسیون کشاورزی , زراعت و اصلاح نباتات ,
بیودیزل چیست؟

بیودیزل (منو اكلیل استر) یك سوخت گازوئیلی پاك است كه از منابع طبیعی و قابل تجدید مانند روغنهای گیاهی ساخته میشود. بیودیزل درست مانند گازوئیل نفت در موتورهای احتراقی كار میكند و برای این كار اصولاً هیچگونه تغییر موتوری لازم نیست. بیودیزل، ظرفیت و دامنه كار گازوئیل را حفظ میكند.
استفاده از بیودیزل در یك موتور گازوئیلی معمولی منجر به كاهش اساسی هیدروكربنهاینسوخته، منواكسید كربن و ذرات معلق میشود. خروج اكسیدهای نیتروژن بسته به سیكل كاری و روشهای آزمایشی، كمی كاهش و یا افزایش مییابد. با بكاربردن این سوخت، از سهم كربن موجود در ذرات معلق كاسته میشود (چون اكسیژن موجود در بیودیزل احتراق كامل به CO۲ را ممكن میسازد).
بخش سولفات از بین میرود (زیرا در این سوخت اصلاً سولفور وجود ندارد) اما قسمتی محلول یا هیدروكربن به همان صورت باقی میماند یا افزایش پیدا میكند، بنابراین بیودیزل باتكنولوژی جدیدی مانند كاتالیستها (كه از ذرات محلول گازوئیل میكاهند نه كربن جامد) وEGR (با كربن كمتر عمر موتور بیشتر میشود) بسیار خوب كار میكند.ویژگیهای شیمیایی: ویژگیهای فیزیكی بیودیزل بسیار شبیه گازوئیل معمولی است. با این حال،ویژگیهای خروجیهای اگزوز بیودیزل بهتر از گازوئیل معمولی است
ویژگیهای فیزیكی بیودیزل
• وزن مخصوص ۸۸/۰
• ویسكوزیته ۲۰ درجه سلسیوس (سانتی استوك) ۵/۷
• عدد ستان(اندیس ستان) ۴۹
• نقطه اتصال فیلتر سرد(درجه سلسیوس) ۱۲-
• ارزش حرارتی خالص (كیلوژول در لیتر) ۳۳۳۰۰
بیودیزل چگونه ساخته میشود؟
بیودیزل را میتوان از روغنهای گیاهی تازه و یا مستعمل و چربی حیوانات تولید كرد. این گازوئیل از منابع داخلی قابل تجدید بوجود میآید. این سوخت، قابل تجزیه بیولوژیكی است و هنگامیكه بعنوان یك جزء تركیبی مورد استفاده قرار میگیرد، نیازمند حداقل تغییرات در موتور است و نسبت به گازوئیلی كه جایگزینش میشود، سوختی پاك است.روغنهای گیاهی میتوانند برای تولید تركیبات شیمیائی- كه استر خوانده میشوند- ، با یك الكل (معمولاً متانول) تركیب شوند. زمانیكه این استرها به منظور سوخت مورد استفاده قرار میگیرند،بیودیزل خوانده شوند. گلیسیرول (كه در داروسازی و تولید لوازم آرایش نیز مورد استفاده قرار میگیرد) به عنوان یك محصول فرعی تولید میشود اخیراً بیودیزل طی فرایندی با نام Transesterification تولید شود.
در این فرآیند ابتدا روغن گیاهی( یا چربی حیوانی) از فیلتر عبور داده میشود، سپس برای از بین بردن اسیدهای چرب آزاد،با قلیا فرآیند میگردد؛ بعد با یك الكل (معمولاً متانول) و یك کاتالیزور (معمولاً هیدروكسید سدیم یا پتاسیم) تركیب میشود. تری گلیسریدهای روغن برای تشكیل استرها و گلیسرول واكنش شیمیایی انجام میدهند و بعداً از یكدیگر جدا شده و مورد تصفیه قرار میگیرند. بیشتر تمایلاتی كه امروز برای تولید بیودیزل وجود دارد ناشی از ظرفیت بسیار بالای تولید سویا،تولیدات مازاد و كاهش قیمتها است. متیل سویات، یا سوی دیزل كه از واكنش متانول با روغن سویا حاصل میشود، اصلیترین شكل بیودیزل در آمریكاست.
چربیهای بلااستفاده حیوانی و روغن سوخته ( كه بعنوان ” شبه گریس“ شناخته میشوند) نیز منابع و ذخایر خوبی هستند. این منابع از روغن سویا ارزانترند و به عنوان راهی برای كاهش هزینههای تامین مواد اولیه در نظر گرفته میشوند. بادام زمینی، پنبه دانه، گل آفتاب گردان و كنولا (گونهای از دانه شلغم روغنی) نیز از منابع روغنی دیگرند. استرهایی كه از هر یك از این منابع ساخته شدهاند گرچه شاید در میزان انرژی عدد ستان (مشابه اكتان بنزین) یا دیگر مشابهات فیزیكی كمی متفاوت باشند اما میتوانند با موفقیت در موتورهای گازوئیلی مورد استفاده قرار گیرند.
بازار بیودیزل
بیودیزل سوختی تقریباً ناشناخته است و برای رسیدن به استفاده تجاری گسترده، باید از موانع گوناگونی بگذرد. این سوخت میبایست قبل از هرگونه ورود به بازار، بر موانع نظارتی فائق آید و قیمت آن نیز رقابتی تر شود.به نقل از سازمان سوختهای طبیعی آمریكا، با انگیزه بالای دولت، تولید بیودیزل از دانههای روغنی میتواند به حدود ۲ میلیارد بشكه در سال برسد كه این رقم حدود ۸ درصد مصرف بزرگراهی گازوئیل در اوایل این قرن است. بیودیزل با بازار كنونیاش احتمالاً به عنوان سوخت مورد استفاده در ناوگان اتوبوس و كامیونهای سنگین لحاظ میشود ( كه در ابتدا به صورت تركیب با گازوئیل فسیلی با استاندارد ۲۰ درصد است.) اخیراً، هر گالن متیل سویات بیش از ۲ دلار قیمت دارد و قیمت آن با گازوئیل كه ۶۵ تا ۷۰ سنت درگالن است رقابت میكند. هزینههای تامین مواد اولیه علت ۹۰ درصد از هزینههای مستقیم تولیدند كه هزینه سرمایه و برگشت سرمایه را نیز شامل میشوند به عنوان مثال، برای تولید یك گالن بیودیزل به ۷،۳ پوند روغن سویا نیاز داریم كه قیمت آن حدود ۲۰ سنت برای هر پوند است.بنابراین فقط هزینههای تامین مواد برای تولید هر گالن متیل سویات، حداقل ۱،۵۰ دلار است كه این رقم بدون احتساب هزینههای بازاریابی است.
تلاش میشود كه با توسعه گیاههای پیوندی سویا كه دارای روغن بیشتری هستند، بتوان این هزینه ها را كاهش داد. برای مثال، دانههای سویا، حدودا ۲۰ درصد روغن دارند در حالیكه دیگر دانههای روغنی دارای بیش از ۵۰ درصد روغناند. ذخیره روغن دانههای شلغم روغنی اروپا كه مورد استفاده قرار میگیرند حدوداً ۴۰ درصد است


نوشته شده توسط کشاورزی 1 در سه شنبه 15 شهریور 1390 و ساعت 03:15 ب.ظ
کشاورزی پایدار در گرو بیوتکنولوژی | زراعت و اصلاح نباتات ,
کشاورزی پایدار در گرو بیوتکنولوژی



علم بیوتكنولوژى یكى از علومى است كه در سال هاى اخیر رشد بسیار چشمگیرى داشته و با گسترش مرزهاى دانش، باعث تحولى عظیم در عرصه هاى مختلف از جمله بخش هاى كشاورزى، پزشكى، داروسازى، صنعت و محیط زیست شده است. بیوتكنولوژى عبارت است از علم و فن استفاده از موجودات زنده با اهداف صلح دوستانه و بشردوستانه به منظور رفاه حال بشر و حفظ محیط زیست. بیوتكنولوژى كشاورزى، علمى است كه از طریق تكنیك هاى DNA نوتركیب و تولیدات بیولوژیكى خاص، موجبات تولید هدفمند گیاهان و احشام را با صفات مورد نظر و مطلوب بشر فراهم مى سازد.

این علم در سال هاى اخیر باعث افزایش قابل توجهى در تولید محصولات كشاورزى شده است و سودآورى قابل ملاحظه اى را براى شركت ها و موسسات فعال در این زمینه فراهم كرده، به طورى كه ارزش تولیدات جهانى گیاهان تراریخت از ۷۵ میلیون دلار در سال ۱۹۹۵ به ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ رسیده است.

همچنین سطح زیر كشت این گونه گیاهان (گیاهان تولیدشده از طریق بیوتكنولوژى) از ۷/۱ میلیون هكتار در سال ۱۹۹۶ به ۵/۵۲ میلیون هكتار در سال ۲۰۰۱ رسیده است. همراه با توسعه این علم نوین، مقوله اى به نام كشاورزى پایدار نیز مطرح مى شود. كشاورزى پایدار سیستمى است كه در آن با اعمال مدیریت صحیح در استفاده از منابع طبیعى، مى توان نیازهاى غذایى بشر را تأمین و كیفیت محیط زیست را حفظ كرد و از تخریب ذخایر طبیعى جلوگیرى به عمل آورد. در توسعه پایدار كشاورزى، كاهش فشار وارده به اراضى زیركشت، عدم مصرف مواد شیمیایى (كود و سم)، حفظ ذخایر طبیعى و سلامت نسل حاضر و آینده، جزء مباحث اصلى است. طى گام هایى كه به سمت ایجاد كشاورزى پایدار برداشته مى شود، قبل از هر چیز باید به تعادل بین تولیدمحصول و تغییرات محیطى توجه شود و سیستم زراعى را نه به منزله مجموعه یا تشكیلات مجزا و مستقل، بلكه به عنوان بخشى از كل سیستم محیط زیست بایستى تلقى كرد. اگر به جاى استفاده از كودها و سموم شیمیایى، علف كش ها، هورمون ها و... از تناوب هاى زراعى، بقایاى گیاهى، كود سبز، كودهاى آلى، مبارزه بیولوژیك با حشرات و ارقام مقاوم به تنش هاى زنده و غیرزنده، استفاده گردد، آنگاه مى توان گفت كه سیستم كشاورزى پایدار، مولد، تجدیدشونده، سودآور و خودكفاست و لطمه اى به محیط زیست وارد نخواهد ساخت.

طبق یك تعریف مشابه دیگر، كشاورزى پایدار، یك سیستم پیشرفته تولید گیاه و احشام است كه داراى حداقل ۵ خصوصیت باشد: اول اینكه، این سیستم، نیازهاى غذایى را به شكل كاملاً ایمن براى بشر برطرف سازد، دوم اینكه، موجبات افزایش كیفیت محیط و منابع طبیعى را فراهم سازد، سوم اینكه، باعث استفاده موثرتر از منابع تجدیدنشدنى و حفظ و كنترل بهینه چرخه هاى بیولوژیكى گردد، چهارم اینكه، حمایت اقتصادى از كشاورزان را افزایش دهد و پنجم اینكه موجب افزایش كیفیت زندگى براى كشاورزان و كلیه افراد جامعه شود. اگر ادعا كنیم سیستم هاى غذایى ما در بخش كشاورزى، غالباً در درازمدت پایدار نیستند، سخن گزافى نگفته ایم. تقاضا براى محصولات غذایى در بخش كشاورزى در قرن گذشته به دلیل رشد جهت، بیش از ۴۰۰درصد افزایش یافته است.
حال بایستى بررسى كرد كه نقش بیوتكنولوژى در توسعه پایدار كشاورزى چیست؟ با توجه به روند روزافزون جمعیت دنیا و افزایش تقاضا براى غذا، دو راه جهت افزایش عملكرد در بخش كشاورزى توصیه مى شود. راه اول، توسعه اراضى قابل كشت و راه دوم افزایش عملكرد در واحد سطح است. در مورد راه حل اول لازم به ذكر است كه زمین از منابع محدود در بخش كشاورزى است و توسعه این منبع تا حد مختصرى امكان پذیر است. دانشمندان عقیده دارند كه در قرن آینده وسعت اراضى كشاورزى حدود ۵درصد افزایش مى یابد. از طرفى آماردانان تخمین زده اند كه جمعیت دنیا تا سال ۲۰۶۰ بین ۱۰ تا ۱۶ میلیارد نفر به یك تعادل نسبى خواهد رسید، با توجه به این افزایش جمعیت، رشد پنج درصدى اراضى قابل كشت، جوابگوى نیاز غذایى این جمعیت نخواهد بود. پس راه حل دوم یعنى افزایش تولید در واحد سطح، معقول تر به نظر مى رسد. تاكنون نیز اغلب پیشرفت ها در این زمینه به دلیل افزایش عملكرد در واحد سطح بوده و تاكنون پاسخگوى افزایش جمعیت بوده است، به طورى كه جمعیت جهان نسبت به سال ۱۹۶۰ تقریباً دو برابر شده، در حالى كه در وسعت اراضى كشاورزى تغییر چندانى حاصل نشده است.



یكى از مهمترین راه حل هاى افزایش عملكرد در واحد سطح، به كارگیرى علم بیوتكنولوژى است. این عمل با تكنیك هاى خاص خود، كشاورزى مدرن را بیشتر و بیشتر به سمت پایدارى منابع طبیعى سوق مى دهد. به خاطر روشن تر شدن نقش باارزش بیوتكنولوژى در كشاورزى پایدار یكسرى نكات ذكر مى شود: اولى اینكه، بیوتكنولوژى دامنه وسیعى از محصولات اصلاح شده و یا جدید را تولید مى كند، دوم اینكه با تولید واریته هاى جدید گیاهان زراعى با صفاتى از قبیل مقاومت، تحمل و كیفیت بالا، راه حل جدیدى را براى پایدارى منابع طبیعى و تولید غذا ارائه مى دهد، سوم اینكه بیشتر گیاهان زراعى نوین كه از طریق بیوتكنولوژى تولید شده اند در مقایسه با گیاهان سنتى، در یك قطعه زمین مشخص با نیازهاى طبیعى مشابه، محصول بیشترى تولید مى كنند، چهارم اینكه، تعدادى از این گیاهان جدید، براى مثال آنهایى كه مقاوم به بیمارى یا آفت شده اند، باعث كاهش استفاده از منابع غیرقابل تجدید مى شوند و همچنین با كاهش استفاده از سموم شیمیایى، یك ابزار با ارزش جهت تولید محصولات كشاورزى پایدار هستند. علاوه بر موارد ذكر شده، تكنیك هاى مراقبت و نگهدارى گیاهان به وسیله عوامل بیوكنترلى جدید كه از بیوتكنولوژى نشأت گرفته اند، موجب عملیات كشاورزى بسیار دقیق با حداقل تلفات و افزایش عملكرد مى شود. بیوتكنولوژى كشاورزى در پایدارى رشد اقتصادى و رقابت اقتصادى خصوصاً در كشورهاى توسعه یافته نقش بسیار مهمى بازى مى كند. از طرف دیگر تعداد بسیار زیادى از افراد در این بخش با مشاغل بسیار باارزش فعالیت دارند، با این تفاسیر، نمى توان تأثیر علم بیوتكنولوژى را در پایدارى اقتصادى نیز نادیده گرفت.
تأثیر عمده بیوتكنولوژى بر كشاورزى پایدار، از طریق پیشرفت هاى ژنتیكى است. سودآورى مطلوب و افزایش تولید در این زمینه، در طول ۱۰۰ سال گذشته عمدتاً به دو دلیل اصلى بوده است: یكى پیشرفت هاى ژنتیكى و دیگرى افزایش در استفاده از منابع. همانطور كه ذكر شد، بسیارى از منابع در بخش كشاورزى محدود هستند، بنابراین در درازمدت استفاده عاقلانه از منابع بسیار بااهمیت است. آینده كشاورزى پایدار احتمالاً از طریق پیشرفت در علم ژنتیك امكان پذیر خواهد بود. براى مثال استفاده از هیبریدهاى پیشرفته در گیاه ذرت در دهه اخیر، سودآورى بسیار بالایى را براى آمریكاى شمالى به ارمغان آورده و آن را به قطب اصلى ذرت دنیا تبدیل كرده است.
همچنین یافته هاى نسبتاً مشابهى از طریق پیشرفت هاى ژنتیكى در مورد گندم، جو، چاودار، سویا و... به دست آمده است. اگر علم بیوتكنولوژى از طریق پیشرفت هاى ژنتیكى بتواند نیاز غذایى جمعیت دنیا را مرتفع سازد و از طرفى به حفظ منابع طبیعى كمك كند و بدین وسیله هر دو منابع حیاتى (هوا، آب و عناصر غذایى) و همچنین زیبایى محیط زیست (فضاى سبز، پارك ها، تنوع و...) حفظ گردد، آن گاه بیوتكنولوژى در راستاى پایدار كردن كشاورزى حركت خواهد كرد، در غیر این صورت این علم به عاملى بسیار خطرناك در تخریب منابع طبیعى و اكوسیستم ها تبدیل خواهد شد. در صورت عدم استفاده صحیح از این علم، به جاى پایدار كردن كشاورزى و حفظ منابع، اثرات بسیار مضرى بر پیكره محیط زیست وارد خواهد ساخت. براى مثال، با گسترش تولید گیاهان زراعى و احشام با ظرفیت مقاومت به تنش هاى محیطى در مناطقى كه براى گیاهان زراعى و دام هاى معمولى نامناسب است، با استفاده از علم بیوتكنولوژى، آسان مى شود. اگر این امر اتفاق افتد، تنوع زیستى گونه هاى گیاهى و حیوانى در اكوسیستم هاى طبیعى كاهش مى یابد. همچنین ممكن است گونه هاى تغییریافته ژنتیكى به گونه هایى خطرناك براى محیط زیست تبدیل شوند. گسترش برخى علف هاى هرز، خطر ایجاد نوتركیبى در ویروس ها و پاتوژن ها، ایجاد آلرژى براى برخى افراد، انتقال ژن ها از گونه هاى زراعى تراریخت به گونه هاى وحشى و ایجاد مسمومیت غذایى از دیگر خطرات علم بیوتكنولوژى است، كه در صورت عدم استفاده صحیح، وقوع آنها اجتناب ناپذیر خواهد بود.

اگر بیوتكنولوژى (و اصلاح نباتات و ژنتیك) در كمك به استفاده موثر و بهتر از منابع، نقص داشته باشند، آنگاه احتمالاً كشاورزى پایدار نخواهد بود و اندازه جمعیت دنیا به دلیل استفاده بى رویه و نادرست از منابع كاهش خواهد یافت، همچنین با تخریب زیبایى هاى طبیعى، كیفیت زندگى براى كل جمعیت دنیا كاهش مى یابد.مراقبت هاى محیطى براى پایدار كردن كشاورزى ضرورى است و اگر مدیریت صحیحى اعمال گردد، بیوتكنولوژى در افزایش یا نگهدارى منابع محیطى سهیم خواهد بود و در غیر این صورت باعث تخریب محیط خواهد شد و گام هاى بعدى باید در جهت كاهش ریسك این قضیه برداشته شود. چیزى كه اغلب در زمینه كاربرد این علم نادیده گرفته مى شود، مبحث انتقال تكنولوژى است كه بسیار حائز اهمیت است، به طورى كه با آموزش صحیح، تك تك افراد این علم را در مناسب ترین راه و بهترین شكل براى رفع نیاز خود به كار گیرند و در این صورت مى توان انتظار داشت كه بیوتكنولوژى در مسیركشاورزى پایدار و همگام با آن باشد و بدین ترتیب ابزار و متد جدیدى را فراهم خواهد كرد تا به هر گونه افزایش تقاضا براى غذا پاسخ دهد، ضمن اینكه توجه خاصى به پایدارى محیط دارد.


نوشته شده توسط کشاورزی 1 در شنبه 7 خرداد 1390 و ساعت 07:07 ق.ظ
آللوپاتی گندم و مدیریت علف هرز | گیاهپزشکی , زراعت و اصلاح نباتات ,
آللوپاتی گندم و مدیریت علف هرز

مقدمه

(1)علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.
تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیكشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.
Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاكشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاكشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.
میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).
در آزمایش سه ساله ای كه ریزوی و همكاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

ادامه مقاله در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب : کلیک کنید
نوشته شده توسط کشاورزی 1 در شنبه 31 اردیبهشت 1390 و ساعت 03:32 ب.ظ
خواب بذر | زراعت و اصلاح نباتات ,
خواب بذر



بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد. در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.

واژه های مهم:

خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.
خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.
در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.
سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.
پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.
خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.
خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.
مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است. در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.
به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:
1-پوشش بذر – پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند.
2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره.
3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.
معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است.

فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977)


ادامه مقاله "خواب بذور" در ادامه مطلب...

ادامه مطلب : کلیک کنید
نوشته شده توسط کشاورزی 1 در یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 و ساعت 08:18 ق.ظ
سیستم های ( HACCP ) در صنایع غذایی | زراعت و اصلاح نباتات ,
سیستم های ( HACCP ) در صنایع غذایی


   

مخفف hazard analysis and critica lcontrol point است, اندیشه برقراری این سیستم برای کاهش ریسک سلا مت مصرف کنند گان مواد غذایی از اقدامات شرکت pilsbury مشاور وهمکار سازمان ملی سفینه های فضا یی و فضا نوردی امریکا (نا سا) ( NASA ) ریشه گرفته است .
اصول ابتدایی این کار توسط ( Hoaward E .Bauman ) از شرکت پیلسبو ری با همکاری ناسا و ازمایشگا ههای ارتش و نیروی هوایی امریکا از یافته های یک پروژه پژوهشی مشترک حاصل گردیده  به این ترتیب که در سال 1959 از شرکت پیلسبو ری خواسته شد تا فرمولا سیون وتولید ازمایشی یک غذای بهداشتی سالم وقابل استفاده در شرایط بی وزنی در فضا انجام دهد  شرکت پیلسبو ری برای حل این مشکل اغاز به کار کرد و در اولین مرحله با این سوال مواجه شد که ایا مواد غذایی و به وﯾژه
مواد غذایی که دارای ذرات ریز وپودری شکل هستند در شرایط بی وزنی چه حالتی پیدا می کنند ‘ جواب سوال کم وبیش روشن بود و به همین جهت محققین شرکت پیشنهاد کردند که غذاهای وﯾژه سفر های فضا یی در اندازه های لقمه ای تهیه شده وبا یک لایه پوشش های خوارکی قابل انعطاف پوشانده شود تا از پخش شدن ذرات انها در فضا جاو گیری شود و سفینه فضا یی با ذرات معلق مواد غذا یی الوده نشود و ضمنا سلامت مصرف ان صد در صد
تضمین شود ‘ مشکل ترین مسله در این مورد تضمین صد در صدی عدم الودگی این غذا با باکتری ها ‘ ویرو سها وسایر عوامل بیماریزا ی بیو لو ژیکی و شیمیا یی و فیزیکی بود .
حین اجرای پروژبزودی روشن شد که روشهای کنترل کیفی موجود ان زمان قادر به چنین تضمینی نبود ‘ ضمن این که ازمون های لازم برای تضمین سلامت نسبی محصول هم بسیار زیاد و پر هزینه بود و این مسله موجب شد که مجریان پروژه به فکر استفاده از تکنیک های
جدید برای تضمین سلا مت فضا نوردان باشند .
با مراجه به تکنیک های ناسا برای کاهش ریسک در اجزا ء و قطعا ت سفینه های فضایی معلوم شد برای ازمون دستگا ها وقطعا ت سفینه فضا یی از روشهای اشعه ایکس و اولترا سونیک استفاده می شود ‘ که این روشها در مورد مواد غذایی قابل استفاده نبودند ‘ بنابراین
لازم بود از تدابیر دیگری استفاده شود . در جستجوی راههای جدید برای حل این مشکل محققین پروژه به این نتیجه رسیدند که تنها راه استفاده از روش های پیشگیرانه از الودگی والودگی مجد داست . ولازمه این کار کنترل دقیق مواد اولیه ‘فرایند ها ‘ محیط ‘شرایط اقلیمی‘ نیروی انسانی ‘ انبارها و چگونگی توزیع ومصرف است و چنا نچه این کار به نحو مطلوب انجام گیرد نیاز به کنترل فراورده نها یی نیست و به این ترتیب سیستم HACCP پایه گذاری شد ‘ که در اصل نوعی سیستم داوطلبانه برای پیش گیری از الودگی مواد غذایی طی مراحل مختلف تولید است . این سیستم در هر واحد تولیدی مواد غذایی یا نقاطی از ان قابل پیاده کردن است و موجب می شود که عوامل مختلف الودگی مانند عوامل بیولوژیکی ‘ شیمیای‘ و فیزیکی نتواند سلامت مصرف کننده را به خطر بیاندازد .
HACCP در واقع نوعی روش سیستماتیک بررسی مواد اولیه, فرآیند , فرآورده نهایی , شرایط جابه جایی ونگهداری , بسته بندی وتوزیع مواد غذایی است و این امکان را می دهد که نقاط حساس و خطر آفرین خط تولید شناسایی شد هو با دقت بیشتری تحت نظارت قرار گیرند. نقاطی از زنجیره تولید که در آنها امکان مخاطره سلامت مصرف کننده وجود دارد را نقاط بحرانی یا به عبارت بهتر نقاط کنترل بحران ( CCP)Crilical Control Point نامند, این نقاط را از آن جهت یا به عبارت بختر نقاط کنترل بحران گویند که الزاما در آنجا باید بحران ها کنترل شوند, تا اینکه شناسایی و فقط معرفی شوند, نقاط بحرانی نقاطی از زنجیره تولید هستند که عدم کنترل انها می تواند منجر به عدم ایمنی مصرف ماده غذایی شود. این نقاط از زنجیره تولید هستند که عدم کنترل آنها می تواند منجر به عدم ایمنی مصرف ماده غذایی شود. این نقاط اعم از این که در مرحله تامین مواد اولیه, آماده سازی آنها, فرمولاسیون , فرآوری , بسته بندی , نگهداری و مصرف باشند, میزان خطر آفرین آنها باید از روی نموداری (پیوست شماره ٦ ) که به نام درخت تصمیم گیری معروف است معین شود.
بدیهی است تعیین نقاط HACCP در خط تولید کار مشکلی نیست, مشکل اصلی چگونگی پیش گیری از مخاطره سلامت مصرف کننده در این نقاط است. در اجرای HACCP لازم است بطور کلی هریک از عوامل تولید مانند, مواد اولیه, نیروی انسانی, ماشین آلات, ساختمان, روشهای انجام کار تولید, روشهای نظارت , کنترل و بازرسی و روشهای مدیریت به اجزاء مربوط به آنها تقسیم شود, و هر یک جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. و موارد موثر در ایمنی آنها جداگانه بررسی شودو پس از این مرحله این اجزا, کنار هم قرار گیرند, که در ادامه بحث بطور خلاصه درباره آنها بحث خواهد شد.
به هر حال نتیجه بررسی های شرکت پیلسبوری در سال۱۹٧۱در کنگره ملی نگهداری مواد غذایی آمریکا ارایه شد, بدنبال این اقدام Food and Drug Administration FDA آمریکا, یک برنامه آموزشی ضمن خدمت برای پرسنل خود ترتیب داد که در آن محققین پروژه HACCP , شرکت کنندگان را برای کنترل مواد غذایی آموزش دادند.
اولین گزارش های علمی درباره HACCP در سال ۱۹۷۳توسط شرکت پیلسبوری انتشار یافت و از سال ۱۹۸۰ سیستم HACCP توسط سازمان بهداشت جهانی ICMSF,WHO پذیرفته شد. از سال ۱۹۸۵اکادمی ملی علوم آمریکا(1) این سیستم را پذیرفت و کاربرد آنها را به صنایع غذایی توصیه نمود. در سال ۱۹۸۸کتاب HACCP توسط چاپ و منتشر شد.
وبالا خره در سال ۱۹۹۱, HACCP وارد استاندارد های کد کس CAC گردید

ادامه مقاله  سیستم های ( HACCP ) در صنایع غذایی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب : کلیک کنید
نوشته شده توسط کشاورزی 1 در پنجشنبه 25 فروردین 1390 و ساعت 12:00 ق.ظ
مقاله تأثیر کمپوست کود گوسفندی بر میزان مصرف کودهای شیمیایی | زراعت و اصلاح نباتات , خاکشناسی ,
تأثیر کمپوست کود گوسفندی بر میزان مصرف کودهای شیمایی در زراعت ذرت دانه ای



چکیده

این بررسی با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و باقی مانده کمپوست کود گوسفندی توام با مصرف کودهای شیمیایی نیتروژن ، فسفر وپتاسیم ) به منظور کاهش در میزان مصرف کودهای شیمیایی و نیز استفاده بهینه از کود آلی در زراعت ذرت دانه ای از سال 1382 به مدت سه سال در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد - دزفول انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک ها ی کامل تصادفی با 16 تیمار در سه تکرار اجراء گردید. تیمارهای آزمایش عبارت بودند ازچهار سطح کودها ی شیمیایی ( نیتروژن ، فسفر و پتاسیم ) به ترتیب 125،100،75،50 درصد توصیه کودی بر اساس آزمون خاک از منابع کودی اوره ، سوپر فسفات تریپل و سولفات پتاسیم ، و چهار سطح کمپوست کود گوسفندی ( صفر 10،5و20 تن در هکتار ). نتایج نشان داد که اثر اصلی کودهای شیمیایی و اثر باقی مانده کمپوست کود گوسفندی بر عملکرد دانه ، وزن هزار دانه و میزان جذب نیتروژن ، فسفر و پتاسیم توسط دانه معنی دار بود . اثر کمپوست کود گوسفندی بر عملکرد دانه ، وزن هزار دانه و میزان جذب نیتروژن ، فسفر و پتاسیم توسط دانه معنی دار بود. اثر کمپوست کود گوسفندی بر تغییرات کربن آلی و فسفر و پتاسیم قابل جذب خاکی افزایشی و معنی دار گردید . بنابراین با عنایت به شرایط اجرای این آزمایش و نیز تحلیل اقتصادی نتایج، مصرف 50 درصد کودهای شیمیایی همراه با 5 تن در هکتار کمپوست کود گوسفندی برای تولید ذرت توصیه می گردد.

کلمات کلیدی : کودهای شیمیایی، کمپوست کود گوسفندی ، ذرت دانه ای


برای مشاهده مقاله تأثیر کمپوست کود گوسفندی بر میزان مصرف کودهای شیمایی در زراعت ذرت دانه ای
به ادامه مطلب بروید
...

ادامه مطلب : کلیک کنید
نوشته شده توسط کشاورزی 1 در پنجشنبه 18 فروردین 1390 و ساعت 01:01 ق.ظ
مقاله تعیین بهترین زمان و روش مصرف کود ازت روی گیاه ذرت | زراعت و اصلاح نباتات ,
تعیین بهترین زمان و روش مصرف کود ازت روی گیاه ذرت در منطقه فسا

  


Determining the best time and method of nitrogen fertilizer aplication on corn in fasa , Iran

چکیده :

ذرت گیاهی از خانواده غلات می باشد . غلات واکنش خوبی به کود ازت از خود نشان می دهند ، البته زمان مناسب مصرف کود و روش صحیح استفاده از کود ، برای عملکرد ضروری است .
در خرداد ماه سال 1383 در مزرعه آزمایشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا طرح پژوهشی به منظور تعیین بهترین زمان و روش مصرف کود نیتروژن در زراعت ذرت انجام گرفت . در این آزمایش از 3 روش محلول پاشی ، نواری و محلول در آب آبیاری و در 3 زمان مختلف 1 ، 1/5 و 2 ماه پس از کشت در 3 تکرار در آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی انجام و مشخص شد که کوددهی در مراحل اولیه رشد یعنی حدود 25 تا 75 روز اول رشد تاثیر به سزایی دارد . در آزمایش های قبل نیز مشابه این نتایج دیده شده بود و بیشترین تاثیر عناصر N.P.K در این مرحله یعنی در مرحله 1 تا 2 ماه پس از کاشت می باشد . همچنین مشخص شد که بیشترین تاثیر کوددهی در مرحله سوم یعنی 2 ماه پس از کاشت وجود دارد و روش محلول پاشی راندمان مصرف بالاتری دارد .

کلمات کلیدی :  ذرت ، ازت ، زمان مصرف ، روش مصرف


مقدمه :

کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزاء عملکرد غلات و به ویژه ذرت دارد . مصرف مناسب و به موقع این کود می توان بر روی عملکرد گیاه تاثیر مثبتی داشته باشد .
با مصرف به موقع این کود می توان میزان پروتئین دانه را افزایش داد ، علاوه بر این زمان مناسب مصرف کود ازت می تواند بر روی قدرت جوانه زنی بذرها نیزتاثیر داشته باشد .
اسپالدینگ و همکاران ( Spalding et al . 1993 ) در آزمایشی روی کشت ردیفی ذرت در غرب امریکا مشخص نمودند که بیشترین میزان نیترات در اثر استفاده زمینی از دسترس گیاه خارج و در آب های زیرزمینی نفوذ می کند . راسل و همکاران ( Russelle et al . 1981 ) نیز در آزمایشی روی ذرت مشخص کردند که می توان با روشهای مدیریتی چون پرهیز از آبیاری بیش از حد میزان آلودگی ناشی از آبشویی نیتروژن را کاهش داد . رابینس و کارتر Robbins and carter 1980 ) در آزمایش دیگر بر روی گیاه ذرت گزارش دادند که تعیین محل کود دادن همراه با کنترل آبیاری شیاری نیز می تواند موجب کاهش رسوب نیترات گردد .
ریتر و همکاران( Ritter et al , . 1993 ) در آزمایشی در شرق نبراسکا بر روی ذرت مشخص نمودند که دادن کود نیتروژن در مرحله 2 ماه پس از کشت اثر خوبی در عملکرد و اجزای عملکرد دارد . کامپر و همکاران Kemper et al ., 1975 در آزمایش دیگری بر روی ذرت نشان دادند که هر چه میزان تماس آب آبیاری و کود نیتروژن کمتر باشد این کود کمتر از دسترس ریشه خارج و بیشتر مورد استفاده گیاه قرار می گیرد . بنجامین و همکاران Benjamin et al ., 1997) در آزمایشی مشخص کردند که بیشترین میزان جذب عناصر N.P.K در ذرت در مراحل 25 الی 75 روز ( 1 تا 2/5 ماه ) پس ازکشت انجام می گیرد . هفنر و همکاران Hefner et al . , 1995 در آزمایشی در ایالات متحده گزارش نمود که پخش نیتروژن به صورت نواری اثر خوبی بر روی ذرت دارد البته اگر زمان پخش کود به تاخیر بیافتد بهتر است نیتروژن همراه آب آبیاری مصرف شود .
پارکین و همکاران Parkin et al . , 1990 درآزمایشی در آمریکا مقدار نیتروژنی که به خاک داده شد 300 کیلوگرم بود و برای محلول پاشی هم مقدار 30 کیلوگرم در هکتار یا محلول 10 % ( یعنی 30 کیلوگرم کود در 300 لیتر آب ) استفاده شد و هر دو تیمار از نظر میزان عملکرد معنی دار شد دلیل استفاده از محلول 10 % نیز سوختگی و اینکه برای محلول پاشی چون نیتروژن مستقیماً به گیاه داده می شود میزان آن کمتر گرفته می شود . پینتر Painter 1980 در آزمایشی در مسکو برداشت نیتروژن و فسفر و پتاسیم توسط ذرت 200 ـ 80 ـ 160 گزارش شده است . کاردول Cardwell طی پژوهش های وسیع انجام شده در مینو سوتای آمریکا و کاشت گیاه ذرت در سال های مختلف مشخص نمود که در طول 25 روز اول رشد گیاه تنها 8 درصد نیتروژن توسط ذرت برداشت می شود 35 درصد نیتروژن در فاصله 26 تا 50 روز پس از کاشت و 31 درصد در فاصله 51 تا 75 روز پس از کاشت 30 درصد در فاصله 76 تا 100 روز پس از کاشت و در آخر 6 درصد بعد از این مدت قابل استفاده است . مارتین و همکاران Martin et al.,1998 در آزمایشی بر روی مدیریت آبیاری و هدر روی و آبشویی نیترات در تولید محصول ذرت به این نتیجه رسیدند که به علت زود حل شدن نتیروژن در آب مصرف خاکی همراه با آبیاری خطر هدر روی نیتروژن را افزایش می دهد . اسکینر و همکاران Skinner et al ., 2002 در آزمایشی بر روی آبیاری نواری ذرت و پخش نیتروژن در سطح خاک به این نتیجه رسیدند که پخش نیتروژن و آبیاری بعد از آن خطر آبشویی ازت و خارج شدن از دسترس ریشه ها را افزایش می دهد .
هیلس و همکاران Hills et al 1999 در آزمایشی بر روی اثر نتیروژن بر روی ذرت ، گوجه فرنگی و چغندر قند گزارش دادند که ذرت به نیتروژن نیاز بیشتری دارد ، و مصرف مناسب همراه با زمان مناسب مصرف برای ذرت ضروری می باشد . الس و همکاران Ells et al 1993) گزارش دادند که آبیاری ذرت و آبشویی نیتروژن در کاربرد خاکی نیتروژن اثر معنی داری بر روی کاهش عملکرد ذرت دارد . بنابراین مصرف خاکی این کود کمتر توصیه می شود . شباهنگ(1376) طی بررسی اثر محلول پاشی اوره به 3 میزان 0 ـ 200 ـ 300 کیلوگرم در هکتار گزارش نمود که محلول پاش اوره باعث افزایش عملکرد و محصول خشک دانه شد . همچنین بلال و ساقه و برگ را افزایش داد ولی تیمارهای کود سرک اثر معنی داری بر عملکرد و اجزای عملکرد نداشت محلول پاشی به دلیل افزایش عملکرد و کیفیت علوفه سیلویی ذرت قابل توصیه می باشد . خویی و قاسمی 1379 در آزمایشی مقدار کود مصرفی توسط کشاورزان منطقه مورد آزمایش و همچنین در 25 الی 30 روز پس از کشت کود نیتروژن به ذرت داده شد ، اگر چه نتایج از لحاظ آماری معنی دار نبود ، ولی مشخص شد که تقسیط کود در مراحل مختلف رشد می تواند هدرروی کود را کم کند . همچنین صادقی و بحرانی 1378 طی تحقیق و پژوهشی مشخص نمودند که با افزایش مقادیر کود ازت وزن هزار دانه زیاد شد . مقادیر کود در نظر گرفته شده 80 ـ 160 ـ 240 کیلوگرم در هکتار می باشد . امام و برجیان 1379 طی آزمایشی با 5 میزان محلول پاشی ( 0 ـ 8 ـ 16 ـ 24 ـ 32 کیلوگرم در هکتار ) در 3 زمان ( پیش از گلدهی ، گلدهی ، پس از گلدهی ) گزارش دادند که محلول پاشی اثر معنی داری بر درصد پروتئین داشت . ولی زمان آن اثر چندانی بر میزان پروتئین نداشت ولی اثر متقابل محلول پاشی و زمان دارای تاثیر معنی دار بود . مهرآبادی و راشد محصل (379 )در آزمایشی با 4 زمان ( 2 هفته قبل از گرده افشانی ، 2 هفته بعد از گرده افشانی، 4 هفته بعد از گرده افشانی ، 2 و 4 هفته بعد از گرده افشانی ) عمل محلول پاشی انجام دادن و نتایج نشان داد که محلول پاشی نیتروژن به دلیل افزایش سطح برگ و افزایش توان فتوسنتزی گیاه موجب افزایش دوام سطح برگ درطی دوره پر شدن دانه می شود و همچنین محلول پاشی نتیروژن به ویژه قبل از گلدهی و گرده افشانی باعث افزایش معنی دار تعداد دانه در بلال می شود علاوه بر این افزایش میزان پروتئین و علوفه ذرت با محلول پاشی اثر معنی داری نشان داد . جواهری و همکاران 1379 طی پژوهشی به منظور دستیابی به حداکثر عملکرد کاهش آلودگی محیط زیست و کاهش تلفات نیتروژن در 3 سال متوالی آزمایشی بر روی ذرت انجام دادند و 2 روش کوددهی کاربرد خاکی نواری و کاربرد با آب( Feritigation) در زمان های 6 ـ 8 برگی و ظهور گل های نر به ذرت داده شد و نتایج نشان داد که مصرف نواری کود اثر بیشتری داشته است . امام و برجیان( 1379 )در آزمایشی 3 زمان ( قبل از گلدهی ، گلدهی ، پس از گلدهی ) و 5 میزان ( 0 ـ 8 ـ 16 ـ 24 ـ 32 کیلوگرم در هکتار ) نیتروژن بر روی گیاه گندم مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج نشان داد که محلول پاشی با 8 کیلوگرم نیتروژن« در هکتار در مرحله ی گلدهی CGR,LAD,LAI را افزایش داد و مصرف بیشتر به دلیل سوختگی اثر نداشته است و نیز محلول پاشی قبل از گلدهی و گلدهی می تواند میزان کلروفیل برگ پرچم را افزایش دهد و در نهایت محلول پاشی نیتروژن می تواند به عنوان راهی برای کارایی بهتر مصرف نیتروژن در افزایش عملکرد بیولوژیکی و عملکرد گندم باشد . سپهری و مدرس ثانوی( 1379) طی آزمایشی با 2 رقم ذرت و 3 تاریخ کاشت مشخص کردند که ذرت از اوایل رشد تا رسیدن ازت را دریافت می کند به صورتی که در اوایل رشد جذب ازت کم و با افزایش رشد زایشی نیاز به ازت زیادتر می شود . راسل( Russelle,1971 )در آزمایشی گزارش کرد که با افزایش مقدار ازت از صفر تا 360 کیلوگرم در هکتار عملکرد دانه و کاه و نسبت دانه به کاه در ذرت افزایش می یابد .
با توجه به اینکه در شهرستان فسا سال های زیادی است که ذرت درسطح وسیعی از مزارع کشت می شود اغلب کشاورزان منطقه بدون در نظر گرفتن میزان مورد نیاز گیاه ، کود را بیش از حد به مزارع اضافه می کنند کود ازت نیز در آب سریعاً حل می شود و مشکلات زیست محیطی و شور شدن آب و خاک را به همراه دارد .
همچنین زمان و روش مناسب مصرف کود نیز از فاکتورهای مهمی است که می تواند در راندمان استفاده از کود تاثیر داشته باشد . هدف طرح مشخص نمودن روش و زمان مناسب مصرف کود در منطقه فسا می باشد .

ادامه مقاله " تعیین بهترین زمان و روش مصرف کود ازت روی گیاه ذرت" در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب : کلیک کنید
نوشته شده توسط کشاورزی 1 در یکشنبه 15 اسفند 1389 و ساعت 04:15 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ شیر آب جادویی+ هنر اندازه گیری و مدل سازی در آزمایش مودال و مشکلات آن-1+ فرهنگ مصرف در ایران+ ذخایر اورانیوم ایران ( Iran uranium )+ پهپاد ( UAV ) ؟ ؟+ نگاهی به "سبك زندگی" ترویجی سینما و تلویزون و رابطه آن با "جمعیت"+ پهباد (UAV)+ ساخت ربات مسیریاب+ شبیه سازی بویلر زغال سنگ سوز به کمک نرم افزار EES (قسمت 4)+ شعار سال 91+ سال نو مبارک+ کمپین خودجوش دانشجویان ایرانی برای همکاری داوطلبانه با سازمان انرژی اتمی+ بررسی رفتار غیر خطی سازه در تست مودال+ عید غدیر مبارک+ ارائه یك طرح نوین مهندسی جهت مدیریت ناوگان اتوبوسرانی درون شهری+ مبارزه بیولوژیک، راهی بسوی توسعه پایدار کشاورزی+ سوخت بیودیزل چیست ؟+ عید فطر مبارک+ کاربرد نانوتکنولوژی در کشاورزی+ دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنه ای، با اساتید دانشگاه ها+ علائم کمبود و بیشبود (مسمومیت) عناصر غذایی پرمصرف اصلی در گلخانه ها+ شبیه سازی بویلر زغال سنگ سوز به کمک نرم افزار EES (قسمت 3)+ بن سای ( درختان مینیاتوری )+ پیوند زنی و انواع آن Grafting | قسمت سوم+ پیوند زنی و انواع آن Grafting | قسمت دوم+ پیوند زنی و انواع آن Grafting | قسمت اول+ بستر كشت گیاهان گلخانه ای + List of Papers from IOMAC2009+ تکنیک‌های تهیه و تولید کشت آگار + مزایای كشت گلخانه‌ای

صفحات: 1 2 3 4
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic